شيخ حسين انصاريان
70
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
هر دلى كاو درد عشقش حاصل است * و اصل است و و اصل است و و اصل است هستى بنده حجاب بنده است * ورنه مهر دوست خوش رخشنده است خودشكن شو خودشكن شو خودشكن * تا رهى از نقصهاى ما و من و برخى ديگر در نعمت كرامات نظر بر منعم نهند نه بر نعمت و اداى شكر نعمت به ديدار منعم گذراند تا بر قضيّه : [ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ ] « 1 » . اگر سپاس گزارى كنيد ، قطعاً [ نعمتِ ] خود را بر شما مىافزايم . مستحق نعمت وجود منعم گردند و وظيفهء عبوديت روح در اين مقام آن است كه ملازمت اين عتبه نمايد و از جمله اغيار دامن همت در كشد و سه طلاق بر چهار گوشهء دنيا و آخرت دهد و به درجات عليا و نعيم هشت بهشت سر فرود نياورد . تا بر سر ما سايه شاهنشه ماست * كونين غلام و چاكر درگه ماست گلزار بهشت و حور خاك ره ماست * زيرا كه برون زكون منزلگه ماست « 2 » اگر هزار بار خطاب رسد كه اى بنده ! چه خواهى ؟ گويند : بنده را خواست نباشد ؛ زيرا كه خواست روى در هستى دارد و ما درِ نيستى مىزنيم و اگر هزار سال بر اين آستانه ملتفت بماند ، بايد كه ملول نگردد و روى از اين درگاه نتابد و پاى از اين كوى باز نكشد .
--> ( 1 ) - ابراهيم ( 14 ) : 7 . ( 2 ) - شاه نعمت اللّه ولى .